Teddy Bear

neveshtehaye asheghane


برای او که مهربانترين است

قدم زنان

در خيابانی بلند

که انتهايش بی نشان بود

که درختان بلند٫ بلندتر از افکار من

در بلندای خيابان

سر به شانه يکديگر گذاشته اند

خيابان را يک رنگ سبز می نمود

دست در جيب٫ سر به هوا

اشک٫جاری

در فکر حرفهايش بودم

ميرفتم٫بدون آنکه بخواهم بروم

از پشت پرده اشک ها ديدم.......

قاصدکی آمد

در خيالم گفتم

گاه يک قاصدک به تو دل می بندد

و گاه تو به يک قاصدک

گاه در کنار هم ميشويد ما

گاه بدون هم ميشويد من تنها

قاصدک خبرم داد

خبر از بی خبری

خبر از عشق

خبر از من

خبر از تو

خبر از ما

گفت از ارزش دل

گفت از قيمت عشق

گفت از .......

گفتم کی و کجا

گفت الان

و در آن لحظه

قلبم را به ضرب سکه ی عشق سپردم

و به ديواره ی قلبم اسمی حک کرد.ای چنين

اولين عشق..... 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸۳ - ye bande khoda